محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
427
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
شود و سوء مزاج سرد از عضو زوال پذيرد و سيلان خون بستد . و منفعت داغ دوائى قريب به داغ نارى است ، خصوص در انسداد مسالك و نيكو تدبير است براى كسى كه تحمل كىّ نارى ندارد و ايضا به ناسور مخصوص است . اكنون امراضى كه داغ در آن اطبا تجويز كردهاند بيان كنيم : يكى از آن ، درد چشم است كه كهنه بود و سببش نزله باشد . دوم ضيق النفس كه از نزله كثير باشد . سوم جذام . چهارم درد سر كهنه و نزول الماء كه در شروع باشد . پنجم شعر زائد . ششم ناصور گوشهء چشم . هفتم مزاج كه از شوصه تولد كند . هشتم خراج كه در جگر باشد و ريم اندر غشاى جگر افتد و به ضماد شربت مدره انتفاع نيابد . نهم امراض سپرز . دهم ضعف معده كه از نزله بود . يازدهم استسقا . دوازدهم خلع مفصل باز و از سر كتف به سبب بسيارى رطوبت يا به سبب زخمى و آسيبى . سيزدهم استرخاى مفصل سرين و وجع ورك . چهاردهم عرق النسا . و پانزدهم قيلة الماء . شانزدهم فتق بن ران . هفتدهم وجع دندان . هيژدهم نزف دم از هر موضع ظاهرى كه باشد و آلت كى را در آنجا وصول ممكن بود و آن عضو قابل داغ باشد . و چون طريق داغ اكثر عضو مختلف است ، هر واحد به طريق جدا ذكر مىشود و آنچه متحد الطريق است يك جا مذكور خواهد شد . بالجمله طريق داغ درد چشم و ضيق النفس نزلى آن است كه موى از وسط سر تراشند و در همانجا داغ دهند به نهجى كه پوست سر جمله بسوزد و چون پوست بازافتد احسن آن كه استخوان آنجا را نيز قدرى بخراشند تا بخار مادهء نزله بيرون آيد ، پس اگر نزله قوى است دو داغ ، بلكه سه داغ بايد داد با هم نزديك و جراحت را تا زمانى طويل مندمل شدن نبايد داد تا رطوبتها كما حقه بيالايد ، بعده با مراهم منبته ببايد ساخت . طريق داغ جذام آن كه هر گاه خوف حدوث او متيقّن شود بايد كه پنج داغ دهند : يكى بر رستنگاه موى پيشانى ، دوم بر اقصاى بافوخ ، سوم پس سر به موضعى كه از فقره برتر است ، و دو داغ بر پس هر دو گوش به محلى كه درز قشرى است . طريق داغ صداع و شقيقه مفرط و خيال منذرهء نزول ماء آن است كه شريان صدغين را كه بزرگ است بسوزند و در اينجا بايد كه مكرر كنند داغ را تا شريان سوخته شود ، چه اگر وى نسوزد سود ندهد ، لهذا بعضى بهر احتياط پوست صدغ در طول شريان مذكور منشق مىسازند و آن رگ را عريان كرده داغ بر آن مىنهند تا بىشبهه باشد . و بعضى رگ مذكور را عوض داغ بَتر مىكنند يا سَل و بيان بَتر و سَل آخر بحث فصد شريان بيايد . طريق داغ شعر زائده آن كه نخست موى فزونى از پلك به موچنه بر كنند و به آلت باريك ، سوزن مانند ، بر هر بن موى داغ دهند و آنجا كه موى باهم پيوسته بود باشد كه بن دو موى را يك داغ كفايت كند . و بعضى به ادويه تشمير پلك كنند ، چنانچه در طب اكبر مذكور است . طريق داغ غَرَب ، يعنى ناسور گوشهء چشم آن است كه نخست گوشت ناسور را به پاكى ببرند تا استخوان پديد آيد ، پس بنگرند كه استخوان درست و پاكيزه است ، يا قدرى